اینبار هم شعر ی می ذارم از دوست عزیزم « آینا - الف » .
عکس ایشون رو می تونید تو پست جدید آلبوم مهرگیاه ببینید .
آینا خواسته حتمن در مورد کارهاش نظر بدین . ممنون .
![]()
نازنین !
به ناز خوابها را به
رختخواب دوشیزگی ات راه نمی دهی
تو که اینطور بی بهانه هم
دنبال خریدار خواب چشمهایت خوابگردی می کنی .
به بوی کافور از دستهای زنی که
مرده ها را می شوید و پاک نمی شود
ناز من نازنین !
عقده ی چه فصلی را می شنوی
که مریم گلی های باغچه اول به سوی اتاق تو
اشاره می کنند
که ابروهایت را در آینه پیوسته
پیوسته نگه می داری .
شیراز هم بوی تو را نمی دهد
عطر بهار نارنج من نازنین !
که بوی کاهگل می دهد تنت
به اشاره ای که یک وقت کسی به یادش مانده است
از چند شاخه کاه و گِل بر سطح دیواری در کاشان .
این شعر هم به نام تو خط می خورد
تا به عهدم وفا کنم که ناز نازنین خریدار دارد
دارد که مادر خوانده ی تو همینطوری هم
زن عجیبی خواهد ماند
اگر به گلاب چشمان تو عادت کند
که مهرگیاه در کوهستانها هم نمی روید
در جلگه ها
و فلات ها هم نه
که به ناز می خندد در قلب من
تا کار شعر تمام شود
من با چشمهای بسته شبی که تو خواب بودی
برایت پیغام می گذارم
وبلاگ امروزت به روز نبود نازنین
اگر عاشق نمی ماندی
![]()
و حرف یکی مونده به آخر اینکه آلبوم عکس مهرگیاه با چند یادگاری دیگه به روزه .
